نسبت به شبنم حس خاصی دارم. یه جور احترام؛ یه جور تحسین؛ نمی دونم چیه این حس. شاید چون اون از اولین کسانیه که وقتی صورتم و مغزم پر از جوش های اعصاب خرد کن غرور بود، با بهترین روش یادم داد که چه طوری نگاه کنم و چه طوری بنویسم.
بعدها که فعالیت های هنری شبنم و دردسرهای زندگی من، تقریباً مجال دیدارهای زود به زود رو ازمون گرفت، کارها و موفقیت هاش رو با خوندن مطبوعات دنبال می کردم و بعد از رفتنش از ایران، حال و احوالش رو به طور مرتب از طریق اینترنت - یعنی با سر زدن وبلاگش- جویا می شدم. برای بعضی از آدم ها -یا بهتره بگم ستاره ها- دورتر شدن، یعنی پرنور تر شدن؛ و شبنم یکی از اون هاست…
غرض از یادآوری خاطره های دور این بود که بگم بابونه ی عزیز، اخیراً مجموعه برنامه هایی رو معرفی کرده به نام «برسد به دست تو». این برنامه ها با صدای زیبای خودش و از زبون جوونی تقریباً هم سن و سال اون روزهای پر از جوشِ من ضبط شده. از زبون یه جوون و برای همه. حتی برای من که دیگه جوشی ندارم! توضیحاتش به طور کامل اون جا هست که اگه سر بزنین می تونین ببینین. یه جور صمیمیت، یه جور عشق و یه جور تسلط توی اجراهاست که مخصوص خودشه و من بی نهایت اون رو دوست دارم.
فقط هنوز یه علامت سوال گنده جلو چشم هام رژه می ره و پاک نمی شه. راستش می خوام بدونم خانم ستاره، این نویسنده ی خوشبخت و البته خوش ذوق کیه که متن ها رو نوشته و اون جا ازش یاد شده. به شدت حس کنجکاویم – یا بهتره بگم فضولیم- گُل کرده!
به هر حال دست ستاره ها درد نکنه که کارشون عالیه.
* * *
حالا پیشنهاد می کنم این جا رو کلیک کنید و دل بسپرید به شنیدن این برنامه های دوست داشتنی.


